۱۳۹۰ آذر ۱۹, شنبه

محکومیت سعید موغانلی به ۶ ماه حبس از سوی دادگاه تجدید نظر

دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی با رد اعتراض به حکم صادره از سوی دادگاه بدوی، حکم ۶ ماه حبس "سعید موغانلی" شاعر و روزنامه نگار تبریزی را تایید کرد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سعید موغانلی طی حکمی از سوی شعبه یکم دادگاه انقلاب تبریز از اتهام "همکاری با کشور متخاصم آمریکا" (به دلیل شرکت در دوره آموزش خبرنگاری در جمهوری آذربایجان) تبرئه شده و یکی دیگر از اتهامات وی دائر بر "تحصیل مال نامشروع" به علت "شرکت در دوره خبرنگاری" با صدور قرار عدم صلاحیت به دادگاه عمومی جزایی ارجاع شده است.
این در حالیست که اتهام دیگر سعید موغانلی مبنی بر "تبلیغ علیه نظام" به علت "سرودن شعر و انتشار آن در وبلاگ شخصی‌اش" منجر به صدور ۶ ماه حبس تعزیری شده است.

احضار علیرضا ثقفی، فعال کارگری جهت گذراندن دوران محکومیتش

علیرضا ثقفی، فعال کارگری جهت گذراندن دوران محکومیت ٣ سال حبس تعزیری احضار شده است.

یه گزارش کانون مدافع کارگر، مطابق متن اخطاریه‌ای که برای ضامن علیرضا ثقفی ارسال شده است وی باید ظرف مدت ۲۰ روز، از تاریخ رویت اخطاریه (۱۶ آذرماه ۱٣۹۰) نسبت به معرفی متهم اقدام نمایند.

این درحالی ست که حکم دادگاه تجدید نظر به این فعال کارگری یا وکیلش ابلاغ نشده است.

علیرضا ثقفی خراسانی در جریان مراسم روز جهانی کارگر ۱٣٨٨ در پارک لاله بازداشت شد و در شعبهٔ ۲٨ دادگاه انقلاب به ٣ سال حبس تعزیری محکوم گردیده است.

محمد نوری‌زاد: رهبران هم می میرند

محمد نوری‌زاد، مستند ساز و نویسنده منتقد حکومت ایران در جدیدترین نامه خود به آیت الله علی خامنه ای به جهان پس از مرگ خود و رهبر ایران اشاره کرده است.
در این نامه که چهاردمین از نوع خود است، آقای نوری زاد خطاب به آقای خامنه ای نوشته است: "رهبران هم می میرند".

این نامه روز جمعه ۱۸ آذر (نهم دسامبر) منتشر شده و در ادامه نامه نگاری های آقای نوری زاد خطاب به رهبر ایران است که طی آن این نویسنده و مستند ساز از نحوه مواجهه حکومت ایران با معترضان انتخاباتی سال ۸۸ و حکومتداری رهبر ایران انتقاد می کند.
بخش اصلی این نامه چنین آغاز می شود: " به روزی بیاندیشید که گویندگان شبکه های رادیویی و تلویزیونی ما با صدای بغض آلود می گویند: "انالله و انا الیه راجعون". به محض در پیچیدن این صدا، مردمان ما – از هرقشر و طایفه – مابقی سخن گویندگان را فهم می کنند".
در ادامه آقای نوری زاد از رهبر ایران می خواهد به جانشین احتمالی خود فکر کند: "وای به روزی که مثلا جناب آقای مصباح یزدی برسریر رهبری ما جلوس فرمایند. حال و روز ما با آن نگاه ویژه ای که ایشان به جایگاه ولی فقیه دارند و حتما برای رهبری خویش به کمتر از اختیارات خود خدا نیز رضایت نمی دهند، تماشایی است. شاید به همین منظور بوده است که وی از سال ها پیش به این سوی، زیرکانه شاگردان خود را به هر کجای سپاه (کانون قدرت و ثروت) تزریق فرموده اند. باور کنید تجسم این فردای هول انگیز، ما را به دعای شب و روز برای دوام عمر و بقای مستمرِ شما فرا برده است."

محمد تقی مصباح یزدی، از روحانیون بنیادگرای شیعی و از مدافعان محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران است که بسیاری او را تئوریسین مورد اعتماد آیت الله خامنه ای می دانند که رهبر ایران او را با مرتضی مطهری از نظریه پردازان اصلی جمهوری اسلامی مقایسه کرده است.
آقای نوری زاد در بخش دیگری از نامه چهاردهم خود نوشته است: " هرکجا سخن از سپاه می گویم، غرضم همان رأسنشینان فربه از مال حرام است. جماعتی که بر کوهی از پول و اسلحه خیمه بسته اند و به هیچ دستگاهی نیز پاسخگو نیستند. این تشکیلات سیری ناپذیری که شما به اسم سپاه آراسته اید و به هرکجای ما نفوذش داده اید، مگر به این سادگی ها در برابر رهبر آینده سرخم می کند؟"
این نامه که در ۲۷ بخش نگاشته شده، در بخش هشتم به رابطه میان ایران و آمریکا پس از انقلاب بهمن ۵۷ پرداخته است: "از همان ابتدای رهبری، ترجیع بند سخنان شما، دشمنی با آمریکا بود. از این زاویه ای که ما مردگان ایستاده ایم، ذات هر سخن پیداست. می بینید که این دشمن دشمنی که شما درطول رهبری خویش فرمایش می فرمودید، بیش از آنکه به آمریکا و شرارت های آن مربوط باشد، به نیاز روانی یک جامعه جاهل و بیمار مربوط بود. شما به دشمنی با آمریکا نیاز داشتید."

آقای نوری زاد که سالها از حامیان اصلی رهبر ایران به شمار می رفت، پس از اتفاقات پس از انتخابات خرداد ۸۸ شروع به انتقاد از دولت و رهبر ایران کرد و به همین دلیل بارها بازداشت و روانه زندان شد.
وی در بخش دیگری از نامه جدید خود به نحوه برخورد با زندانیان سیاسی اشاره کرده و در همان قالب "مشاهدات فرضی در سفر پس از مرگ با رهبر ایران" نوشته است: "سری به سلول های انفرادی دوران رهبری شما بزنیم. می بینید؟ عده ای به هر دلیل اینجا زندانی‌اند و در خود مچاله شده اند. من پیش از این نیز درباره ماموران وزارت اطلاعات با شما سخن گفته بودم. این که عمده کارکنان این دستگاه، مثل سپاه، درستکار و زحمت کشند. اما قلیلی که اختیار کلی این دستگاه با آنان است، پلید و نفرت انگیز و هیولایند. و شما آقا جان از هیولا بودن این ماموران خبر داشتید."
اشاره به وضعیت میرحسین موسوی و مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت که در بازداشت خانگی به سر می برند، بخش دیگری از نامه چهاردهم آقای نوری زاد است. او از آقای خامنه ای پرسیده است: "شما اگر به جای آقایان موسوی وکروبی بودید، دوست داشتید با شما چگونه رفتار می کردند؟ حتما به انصاف و عدل. پس چرا با این دو، بد کردید و نام خود را در امتداد نام حاکمان عبوس و تند خو ثبت فرمودید؟"
در بخش های دیگر این نامه، آقای نوری زاد به "دخالت های سیاسی و اقتصادی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جانشینان احتمالی آقای خامنه ای و ایران پس از مرگ آقای خامنه ای" پرداخته و با شرح داستانی خیالی و سفری با رهبر ایران در دنیای پس از مرگ، تلاش می کند که انتقادهای خود را که در نامه های پیشین او نیز به آنها اشاره شده بود، در قالب "پیامدهای اسف بار دوران رهبری آقای خامنه ای" به او "گوشزد" کند.
محمد نوری زاد، روزنامه نگار و مستندساز منتقد دولت ایران که به تازگی از زندان آزاد شده به اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام" و "توهین به مسئولان نظام" به تحمل سه سال و نیم زندان و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شده است.

بريتانيا به جمهوري اسلامي: يك ميليون پوند غرامت بده!

بريتانيا به جمهوري اسلامي: يك ميليون پوند غرامت بده!

دولت بریتانیا از جمهوری اسلامی ایران درخواست کرده برای جبران تخریب اموال سفارت این کشور در تهران، یک میلیون پوند به عنوان غرامت بپردازد.

هنوز مقام های ایران واکنشی به این درخواست نشان نداده اند اما کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران اعلام کرده که یکشنبه ، این موضوع را بررسی می کند.

ظاهرا بعد از هزینه های سیاسی حمله دانشجویان بسیجی به سفارت بریتانیا، حال، قرار است ایران هزینه های مالی این حمله را هم بپردازد.
دولت بریتانیا می گوید تابلوهای نقاشی نفیس، فرش، مبلمان، جواهرات، اشیای قیمتی، دستگاه های الکترونیک و چند خودروی اداری در حمله دانشجویان بسیجی به سفارت تخریب یا ربوده شده اند. آنها درخواست پرداخت یک میلیون پوند غرامت به دولت ایران داده اند؛ مبلغی معادل دو میلیارد و یکصد میلیون تومان.
در عکس هایی که از اشغال موقت سفارت بریتانیا در تهران به رسانه ها ارسال شد، آسیب به برخی از این اموال به تصویر کشیده شده است. از جمله تابلوی نقاشی که در عکسی از خبرگزاری فارس در ایران، در حیاط سفارتخانه دیده می شود. این تابلوی وارونه، نقاشی کینگ جورج پنجم است که به عنوان اموال هنری دولت بریتانیا ثبت شده است.

نازنین پوینده: گفته اند دیه می دهیم فاتلان پدرت را ببخش

نازنین پوینده: گفته اند دیه می دهیم فاتلان پدرت را ببخش
۱۳ سال پس از قتلهای سیاسی زنجیزه ای پاییز سال ۱۳۷۷، اعضای خانواده محمد جعفر پوینده – نویسنده، مترجم و یکی از از اعضای فعال «کانون نویسندگان ایرانِ» -- درباره پرونده این قتل چه فکر می کنند؟ و درباره قتلهای محمد مختاری شاعر و نویسنده و دیگر عضو فعال «کانون نویسندگان ایرانِ» و داریوش فروهر و پروانه اسکندری رهبران «حزب ملت ایران»؟

قتلهای سیاسی پاییز ۱۳۷۷ بنا به دوایت رسمی جکومت ایران به دست کارمندان «خودسر» وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران انجام گرفت؛ اما، بر سر این که آمران اصلی آن چه کسانی بوده اند، میان حکم دادگاه متهمان و محکومان از سویی، و خانواده قربانیان و وکیلان آنها از سویی دیگر، اختلاف در گرفت.

در همین زمینه، رادیو فردا با نازنین پوینده دختر محمدجعفر پوینده گفت وگویی انجام داده است:

رادیو فردا: پس از سیزده سال از حادثه قتل پدرش درباره این رویداد چه احساسی دارد؟

نازنین پوینده (پاریس): احساس که... هنوز هم با اینکه این همه مدت گذشته یک حالت ناباوری وجود دارد و در زندگی روزمره من خوب سعی می کنم به آن لحظه ها و چیزهایی که ممکن است به پدر روی داده فکر نکنم ولی خوب احساس فقدانش و نبودنش کاملا دیگر همراه من است و تقریبا می شود گفت یک عادت شده این که ایشان نباشند.

ولی خوب هر موقعی که متمرکز شوم و به آن روزها فکر کنم هنوز هم یک چیزی است که کاملا ملموس نیست و انگار که واقعی نیست و اصلا وجود نداشته. به خاطر این که هیچکدام از ما و حتی خانواده آقای مختاری و خانواده فروهرها آمادگی نداشتند برای چنین چیزی. به خاطر این که پدر من که یک مترجم بود و آقای مختاری هم یک شاعر بودند و اینها داشتند زندگی شان را می کردند برای آزادی بیان و خواسته هایشان، کانون نویسندگان خیلی تلاش می کردند ولی نه مبارزه مسلحانه می کردند و نه پروژه های این تیپی آماده می کردند که فکر کنند خوب جانشان در خطر است و دارند ریسک می کنند.

تنها چیزی که فکر می کردیم ممکن است پیش بیاید این است که پدر یا آقای مختاری مثلا چند روز بازداشت شوند به خاطر حرف هایشان و عقایدشان و این که این حالتی که پدر رفت و دیگر هیچوقت برنگشت واقعا یک چیزی بود که چون خودش هم انتظار نداشت و خانواده هم انتظار نداشت بعید بود برای همه و این حالت هنوز هم بعد از این همه سال باقی مانده.

با این حال زندگی ادامه دارد و آدم با شرایط جدید هم خودش را وفق می دهد و این هم مهم است برای همه آدمهایی که عزیزشان را از دست داده اند وقت و زمان کمک می کند که این زخم ها بالاخره یک کمی هست ولی عمقش رویش پوشیده تر شود.


نازنین پویندهخانم نازنین پوینده، مهمترین نکته ای که درباره پرونده قتل پدرتان می توانید بعد از ۱۳ سال بگویید چیست؟

مهمترین نکته این قتل ها به نظر من مساله پیچیده است. با یک مطلب نمی شود خلاصه کرد. قتل پدر من و دوستش محمد مختاری و فروهرها از همان جهت که اتفاق وحشتناکی بود یکی از تنها چیزهای مثبتی که داشت، به خاطر این که در همه چیزهای وحشتناک یک موقع هایی یک چیزهای مثبتی هم وجود دارد، این است یکی از تنها پرونده هایی بود که یک دفعه رو شد و سروصدای خیلی زیادی کرد و حتی وزارت اطلاعات مجبور شد یک اطلاعیه ای بدهد و همانطور که می دانید بگوید که یک سری افراد خودسر این کار را کردند. وحتی یک پرونده ای که کامل نبود و صفحه هایش کم بود و یک جاهایی اش پاره شده بود تشکیل شود و این یک چیز مثبت بود.

خوب معلوم است که اینها همه هیچکدام جدی نبود و همه هم از اول می دانستند که به جایی نمی رسد به خاطر این که ممکن است دست آدمهای خیلی بالاتری رو شود و برای همین یک چیزهای بالماسکه کوچکی ایجاد شد چندین سال و بعد هم از بین رفت. مساله ای که هست این است که من نمی توانم چیز قطعی راجع به این پرونده بگویم ولی به خاطر یک سری مسایلی که پیش آمد که برایتان توضیح می دهم فکر می کنم این پرونده را به هر حال نتوانستند ببندند. البته همانطور که اصرار می کنم و تاکید می کنم قطعی نیست. چون این پرونده به خاطر سری بودنش هیچوقت ما همه چیز را نخواهیم دانست. فعلا.

افرادی به من گفتند در سالهای اخیر که بیا ما به تو دیه می دهیم و قاتل های پدرت را ببخش. و حتی وقتی کسی دیگر زندان نبود یعنی از کسانی که این کار را انجام داده بودند و از کارکنان قبلی وزارت اطلاعات بودند... چون همه با آخرین اطلاع من آزاد شده بودند... وقتی حتی هیچکس در زندان نبود به من گفتند بیا کتبی بنویس که قاتل ها را بخشیدی. که به هر حال این تنها فایده اش چی بود، این که پرونده بسته شود تا کسی دیگر با اطلاع من در زندان نبود. این المان های کوچک به من این حدس را دادند که پرونده هنوز بسته نشده.

بنابراین امید دارید که زمانی که نکاتی که به نظرتان مبهم است در پرونده قتل پدرتان روشن تر شود؟

خوب مسلما این امید را باید در خودم نگاه دارم ولی ممکن است چنین اتفاقی خیلی در سالهای خیلی آینده بیافتد. در حال حاضر نه. فکر نمی کنم شرایط ایران این اجاره را بدهد که پرونده پدر به طور واقعی باز شود و افراد محاکمه شوند. چه بسا که از آن موقع به بعد افراد بسیار زیاد دیگری در ایران کشته شدند و فکر می کنم شکایات خیلی زیادی وجود داشته باشد و متاسفانه فکر نمی کنم در حال حاضر اتفاقی بیافتد. ولی باید این امید را نگاه داشت که در سالهای آینده همه انسانهایی که در ایران به حقوق بشر و انسانیت لطمه وارد کردند محاکمه شوند.

۱۳۹۰ آذر ۱۸, جمعه

اخراج ستاره الیاسی فعال دانشجویی وبلاگنویس از دانشگاه

اخراج ستاره الیاسی فعال دانشجویی وبلاگنویس از دانشگاه

ستاره الیاسی، فعال دانشجویی وبلاگنویس و فعال حوزه زنان از دانشگاه اخراج شد. خانم الیاسی طی دوران تحصیل به دلیل فعالیت های دانشجویی، چندین بار حکم کمیته انضباطی دریافت کرده بود که در این احکام به شورش و اختلال در نظم دانشگاه اشاره شده بود. خانواده این دانشجو از طریق تماس تلفنی مسأولین دانشگاه از این تصمیم مطلع شده اند و مقامات ازدادن مدرکی در این زمینه که در آن علت چنین تصمیمی اعلام شده باشد، خودداری کردند.

پیشتر پدر ستاره الیاسی فعال دانشجویی یک ماه در بازداشت به سر می برد و از وی تعهد گرفته شد که به محض بازگشت فرزندانش که به خارج از کشور رفته اند، آنها را تحویل دهد. لازم به ذکر است که خواهر ستاره الیاسی، صفورا الیاسی، نیز از دانشجویان ستاره دار و عضو شورای دفاع از حق تحصیل می باشد.

به گفته منبع یاد شده با وجود اینکه این فعال دانشجویی در جلسه پایان نامه خود حضور پیدا کرده و از موضوع خود نیز دفاع کرده و تمامی دروس خود را با موفقیت گذرانده بود، دانشگاه، حاضر به ارائه ی نمره پایان نامه نشد و بالاخره پس از دو سال از دانشگاه اخراج شد. وی در آذرماه سال ۱۳۸۸ از پایان نامه خود در مقطع کارشناسی رشته موزه داری دانشکده میراث فرهنگی دفاع کرد و طی این مدت منتظر اخذ مدرک خود بود.

اما به جای دریافت مدرک موضوع اخراج وی طی تماس تلفنی به خانواده ی وی اعلام شد. زمانی که پدر وی به دانشگاه مراجعه نمود، مسئولین دانشگاه اعلام کردند که نمی دانند که چه کسی با خوانواده وی تماس گرفته اند، اما دستور اخراج از بالا آمده و برای اتمام مراحل اداری باید در روزهای آینده به دانشگاه مراجعه کنند.

به گفته یکی از فعالان دانشجویی طی چندسال اخیربرخی از دانشجویان فعال در مقاطع مختلف با این موضوع مواجه بوده اند که مقامات آموزشی از ارائه مدرک در زمانی که دانشجویان همه واحدهای تحصیلی را گذرانده و حتی از پایان نامه خود نیز دفاع کرده اند خودداری می کنند.

شش قاتل، پنج مقتول: بازخوانی پرونده قتل‌های محفلی کرمان (۲)

شهریورماه ۱۳۸۱، در گوشه‌ای از ساختمان مسجدی در میدان ارگ کرمان، شش جوان کنار هم نشسته بودند. بیشترشان متولد سال‌های ۶۰ و ۶۱، همگی برآمده از خانواده‌های مذهبی که بعضی از آنها دستی هم در نظام داشتند و آن طور که بعد‌ها در اعترافات‌شان گفتند، دل همگی‌شان از دیدن فساد حاکم بر شهر «خون بود».
بازخوانی رویا کریمی مجد از پرونده قتل‌های محفلی کرمان (۲)


آنها یک ویژگی مشترک دیگر هم داشتند: همگی عضو پایگاه مقاومت بسیج شهید علی‌اصغر مولای کرمان بودند.

۲۹ شهریور ۱۳۸۱، این شش نفر حالا یک راز مشترک هم دارند، یک هفته پیشتر آنها مصیب افشاری را دستگیر کرده، با خوب آمدن استخاره، کشته و در گودالی دفن کرده‌اند.

۲۹ شهریور مشغول بررسی شغل محسن کمالی بودند، جوانی ۲۰ ساله که شنیده بودند فروشنده مواد مخدر است.

ماه‌ها بعد، چنگیز سالاری، ۳۷ ساله، چنین اعتراف کرد: من مدت هشت سال خادم مسجد غلامعلی بودم و در پایگاه بسیج مسجد به نام پایگاه مولا فعالیت داشتم. ۲۹ شهریور سال ۸۰، سه نفر از بچه‌های پایگاه دنبالم آمدند. حمزه مصطفوی، فرمانده پایگاه، گفت برویم یک نفر را که در کار خلاف، عرق‌فروشی و مواد هست بازداشت کنیم.


 
دو تن از متهمان در دادگاه
​​بدین ترتیب در ۲۹ شهریورماه ۱۳۸۱، مردی که بعد‌ها هویت او محسن کمالی، ۲۰ ساله، اعلام شد، توسط اعضای پایگاه بسیج شهید مولا بازداشت شد. چنگیز سالاری اولین فردی بود که پرده از قتل محسن کمالی برداشت.

او در اعترافاتش نوشت: با خودرو پیکان علی ملکی از پایگاه خارج شدیم، و به باغ پسته رفتیم در آنجا یک تلمبه آب بود. ما چهار نفر پیاده شدیم و محسن را به کنار حوض آب بردیم. حمزه او را داخل آب انداخت؛ ما هم وارد آب شدیم. حمزه با پای راستش گردنش را زیر آب نگه داشت. ما هم بدنش را ۲۰ دقیقه نگاه داشتیم تا دست و پا زدنش تمام شد و بعد او را به جاده ماهان بردیم، کنار‌‌ همان جایی که مصیب را انداخته بودیم، انداختیم و رویش کمی خاک ریختیم. بعد من به خانه رفتم.

منوچهر کمالی، برادر بزرگ‌تر محسن، و همسرش، در مورد سابقه کیفری مقتول سال ۸۳ در مصاحبه‌ای که برای انتشار در نشریات ایران با آنها انجام دادم گفتند:

همسر برادر محسن کمالی: نه. بیچاره نه اهل دعوا بود و نه اهل زد و خورد و نه حتی اهل مواد مخدر بود. اهل هیچ نبود که این‌ها چنین ادعایی کرده‌اند که این بچه اهل دعوا بوده است یا با ماموران درگیری داشته است. به هیچ وجه این طور نبود.

این که اهل شرارت بوده این طور نبود. اصلا همچین چیزی نبود. اتفاقا بچه آرامی بود.

برادر محسن کمالی: از وقتی پدرم فوت کرد، یعنی تا چهار پنج ماه، اصلا پیش ما نبود. ما از او خبری نداشتیم. حالا اگر این‌ها می‌گویند در آن سه چهار ماه فلان کار را می‌کرده است یا بهمان کار را می‌کرده یا دعوا می‌کرده است، ما دیگر اطلاع نداریم.

  • تا قبل از این چهار، پنج ماهی که شما با او در ارتباط بودید، هیچ وقت نیروی انتظامی یا بسیج او را به خاطر کار خلاف بازداشت کرده بودند، سابقه کار کیفری داشت؟

نه. سابقه کیفری نداشت. ولی موتورسیکلت داشت و چون گواهینامه موتورسیکلت هم نداشت، دستگیرش می‌کردند. گاهی موتور را می‌خواباندند و جریمه‌اش می‌کردند.

شهریور ۱۳۸۱، شش متهم پرونده قتل‌های محفلی کرمان، با اعتقاد به خلافکار بودن مقتولان‌شان به اقدامات فردی خود برای پاک کردن زمین ادامه می‌دادند.

کمتر از یک سال بعد اما، وکلای‌شان به آنها آموختند که چگونه می‌توانند از قانون مجازات اسلامی در توجیه اعمال‌شان استفاده کنند.

در تبصره ۲ ماده ۲۹۵ قانون مجازات اسلامی آمده است:‌ در صورتی که شخص، کسی را به اعتقاد قصاص یا به اعتقاد مهدورالدم بودن بکشد و این امر بر دادگاه ثابت شود و بعدا «معلوم گردد که مجنی علیه مورد قصاص و یا مهدورالدم نبوده است قتل به منزله خطاء شبیه عمد است. و اگر ادعای خود را در مورد مهدورالدم بودن مقتول به اثبات برساند، قصاص و دیه از او ساقط است.

 
دو متهم دیگر در دادگاه
​​محسن عامری، وکیل یکی از متهمان، در دفاعیه خود نوشت: سابقه و شخصیت مثبت متهمان و استخاره‌ها و دعاهای قبل و بعد از انجام اقدامات یاد شده، نشان‌دهنده انگیزه آنها از بزه‌های ارتکابی و عقیده آنها به مهدورالدم بودن مقتولین است و انگیزه دیگری در این باره وجود ندارد. بنابراین مستند به تبصره دو ماده ۲۹۵ قانون مجازات اسلامی و تحریرالوسیله حضرت امام، قتل شبه عمد محسوب می‌شود.

محسن عامری همچنین نوشته است که به نوشته آیت‌الله خمینی، همین قدر که قاتل اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول نماید، کافی است و لازم نیست که این موضوع را نزد حاکم ثابت کند.

غلامعلی ریاحی، یکی از وکلای مدافع مقتولان، اما، در دفاعیات خود در دومین دور دادگاه محاکمه متهمان پرونده قتل‌های محفلی کرمان، این گونه دفاعیات وکلای متهمان را رد کرد.

غلامعلی ریاحی: به لحاظ تاریخی نظام جمهوری اسلامی اولین نظام سیاسی است که به نام اسلام در سرزمین ایران حاکمیت یافته و قبل از آن بر پایه چنین اعتقادی تمامی سلسله‌ها و سلاطین طاغوتی بوده‌اند.

با این بیان چون فقهای گذشته مشروعیتی برای نظام‌های حاکم و تشکیلات قضایی آن نداشته‌اند، به منظور صیانت از حریم اسلام و پیش‌گیری از اشاعه و سلطه‌یابی منکرات در فتاوی و نه احکام اصول کلی نحوه برخورد مکلفین با امور منکر و منافی کیان اسلام را بیان نموده‌اند.

طبیعی است با استقرار نظام اسلامی و برکناری طاغوت و تصویب قانون اساسی و اصول مربوط به قوه قضاییه، به مثابه مرجع انحصاری اجرای حدود الهی و مجازات اعمال خلاف قانون و شرع، هیچ کس حق ندارد خارج از حیطه حاکمیت نظام قضایی کشور اقدام به مجازات حتی مصادیق مهدورالدم نماید.

محمدجواد اکبرین، دین‌پژوه ساکن پاریس، در مورد مبانی فقهی مهدورالدم بودن می‌گوید: 

اگر فقهای سنتی در باب تعریف «مهدورالدم» شرایطی را عنوان می‌کردند که مستقیما به اعتقادات مهدورالدم برمی‌گشت، اما برخی از فقیهان معاصر معتقدند که تنها کسی که مرتکب قتل عدم می‌شود، و حد قصاص برای مقتول محفوظ است، در آنجاست که چنین کسی مهدورالدم است و می‌شود او را قصاص کرد.

برخی دفاع ناموسی را هم اضافه کرده‌اند. اما باید در این شرایط به دادگاه مراجعه شود و دادگاه دو مسئله را ثابت کند. این که اساسا کسی که می‌خواهد یک فرد مهدورالدم را بکشد، واقعا انگیزه‌اش یک انگیزه اعتقادی است یا خیر؟ و این که کسی که متهم به مهدورالدم بودن است، اساسا شرایط اعتقادی مهدورالدم بودن را دارد یا خیر؟

در قتل‌های محفلی کرمان هیچ کدام از این دو اصل قبل از وقوع قتل‌ها به دادگاه ارجاع نشده است.

با این که بحث بر سر مهدورالدم بودن متهمان در مباحث تمامی شش قاضی پرونده در مدت ۹ سال رسیدگی به پرونده ادامه یافت، خانواده متهمان پرونده صبر نکردند تا احکام قضایی قطعی شود. آنها تلاش خود را برای رضایت گرفتن از خانواده مقتولان تا حد فشار آوردن بر آنها ادامه دادند.

خانواده محسن کمالی در سال ۸۳ در گفت‌و‌گویی که برای انتشار در روزنامه‌های ایران با آنها انجام دادم گفتند:

دقیقا از موقعی که این‌ها به عنوان قاتل مشخص شدند و دادگاه‌شان تشکیل شد و حکم اعدام برای‌شان صادر شد، نصف بیشتر فامیل با ما چپ افتاده‌اند. این‌ها هی فامیل را با پادرمیانی و میانجی‌گری جلو می‌فرستند تا ما رضایت بدهیم.

خود فامیل را هم جلو می‌فرستند. بیشترشان الان با ما چپ افتاده‌اند. بس که می‌آیند و پافشاری می‌کنند که آقا بیایید و رضایت بدهید. و من که جواب رد می‌دادم همه‌شان قهر می‌کردند و می‌رفتند.

یک سری پیش مادرم رفتند تا یک چند وقتی پیش که برای رضایت آمده بودند، آقای ملایری گفتند که شنیده‌ام که رضایت داده‌اید، من گفتم که والله من خبر ندارم. فکر نمی‌کنم چنین چیزی بوده باشد و رضایت داده باشیم.

دو سال بعد از آغاز قتل‌های محفلی کرمان، خانواده محسن کمالی با دریافت ۱۸ میلیون تومان دیه، رضایت خود را از قاتلان اعلام کردند. بدین ترتیب رسیدگی به پرونده با حضور ۶ قاتل و تنها سه مقتول ادامه یافت.

کاهش ۵۰% قدرت خرید جامعه کارگری ایران

کاهش ۵۰% قدرت خرید جامعه کارگری ایران
  در حال حاضر نرخ خط فقر در کلان شهرهای کشور بیش از ۸۰۰ هزار تومان برآورد شده اما میزان پایه حقوق دریافتی کارگران ۳۵۰ هزار تومان است و این نشان می‌دهد که قدرت خرید جامعه کارگری ۵۰ درصد کاهش یافته است.

علی قنبری، عضو سابق شورای عالی پول و اعتبار گفت: "با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها مشکلات كارگران بیشتر از گذشته شده است."

به گزارش ایلنا، علی قنبری اجرای طرح تعدیل اقتصادی (هدفمندی یارانه‌ها) را منجر به افزایش بی‌رویه نرخ تورم اعلام کرد و اظهار داشت: "به رغم ادعای وزیر امور اقتصادی و دارایی مبنی بر حفظ قدرت خرید هشت دهک جامعه ما هم اکنون شاهدیم قدرت خرید این دهک‌ها بیش از گذشته کاهش یافته است."

عضو سابق شورای عالي پول و اعتبار با اشاره به افزایش نرخ خط فقر در کشور تصریح کرد: "در حال حاضر نرخ خط فقر در کلان شهرهای کشور بیش از ۸۰۰ هزار تومان برآورد شده است. این در حالی است که میزان پایه حقوق دریافتی کارگران ۳۵۰ هزار تومان است."

استاد دانشگاه تربيت مدرس، خواستار افزایش سیاست‌های حمایتی دولت از کارگران شد و گفت: "در حال حاضر یارانه‌های دریافتی تنها جوابگوی هزینه‌های آب و برق خانواده‌های کارگری است و با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها مشکلات این قشر بیشتر از گذشته شده است."

پس از استقرار روحانیون در متروها، این بار گروهی از طلاب در بیمارستانها مستقر شدند.

 پس از استقرار روحانیون در متروها، این بار گروهی از طلاب در بیمارستانها مستقر شدند.
مجتبی عفتی، نماینده طلاب مشهد در مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم و مسؤول گروه فرهنگی تبلیغی نسیم رضوان، در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در مشهد گفت: با توجه به نیازهای عاطفی مردم در شرایط خاص روحی که در بیمارستان دارند حضور روحانیان ضروری به نظر می رسد.
وی با بیان این‌که مسیحیت هجمه تبلیغی خود را در بیمارستان ها و یتیم خانه ها دنبال می کند، افزود: بیماران و همراهان آنان در این شرایط که به تعبیر قرآن دچار «بأساء و ضراء» شده اند زمینه تحول و آمادگی بیشتری برای پذیرش مسائل اعتقادی و دینی دارند که یک فرصت تبلیغی مناسب و حساس به شمار می رود که مبلغان مسیحی بیش از ما از این فرصت استفاده می کنند.
مسؤول گروه فرهنگی ـ تبلیغی نسیم رضوان اظهار داشت: در این راستا، مبلغان این گروه با همکاری نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه علوم پزشکی در ماه های رمضان و محرم امسال، ضمن استقرار در بیمارستان های دکتر شیخ، امدادی و خاتم الانبیا به پاسخگویی به مسائل شرعی و احکام و عقاید و دلجویی از بیماران وخانواده‌های آنان پرداختند‌.
پیش از این بارها نگرانی از گسترش مسیحیت از سوی مسئولان فرهنگی اعلام شده بود.

محکومیت محمد علی طاهری به ۷ سال حبس ۷۴ ضربه شلاق و جریمهٔ سنگین نقدی

محمدعلی طاهری، از موسسان طریقت‌های عرفانی در کشور، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی، به ۷ سال حبس ۷۴ ضربه شلاق و نهصد و ده میلیون و پانصد هراز تومان جریمهٔ نقدی محکوم شده است.
 دادگاه انقلاب تهران در خصوص ۶ مورد از اتهامات محمد علی طاهری که از اردی‌بهشت ماه سال جاری تاکنون به اتهام تهدید علیه امنیت ملی برای سومین بار توسط نیروهای حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بازداشت شده است، رای خود را صادر کرد.
آقای طاهری به اتهام "ارتکاب فعل حرام" به ۷۴ ضربه شلاق، به اتهام "توهین به مقدسات" به ۵ سال حبس، به اتهام "تکثیر و توزیع آثار سمعی بصری" به ده میلیون تومان جریمه، به اتهام "دخالت در امور پزشکی" به پرداخت پانصد هزار تومان جزای نقدی و هم‌چنین به اتهام "تحصیل مال نامشروع" به ۲ سال حبس و پرداخت نهصد میلیون تومان جزای نقدی محکوم شد.
دکتر محمدعلی طاهری، بنیان‌گذار دو روش طبی فرادرمانی و سایمنتولوژی دارای چند دکترای افتخاری، مدرک و مدال طلا از کشورهای مختلف از جمله بلژیک، رومانی، روسیه و کره جنوبی، برای دستاوردهای علمی و عرفانی خود می‌باشد.
چندی پیش نیز نام این محقق ایرانی در گزارش دفتر حقوق بشر سازمان ملل به عنوان یکی از ۱۳ نخبه‌ای که حقوقشان در ایران نقض شده است قرار گرفت.
محمد علی طاهری از اردی‌بهشت ماه سال جاری تاکنون در زندان به سر می‌برد.
گفتنی ست که طی این مدت بسیاری از رسانه‌های وابسته به دولت به جوسازی گسترده علیه وی دست زده بودند. در همین زمینه خبرگزاری فارس با با اشاره به اتهامات نامبرده وی را "م.ط" معرفی کرده‌است.