۱۳۹۰ آذر ۲۵, جمعه

شکایت پیمان عارف از وب سایت رجا نیوز و بولتن نیوز

 پیمان عارف، فعال دانشجویی در پی انتشار خبر مجعول از سوی وبسایت رجا نیوز و بولتن نیوز در خصوص اجرای حکم شلاق وی، از مسئولین این وب سایت ها به صورت رسمی شکایت کرد.

یکی از نزدیکان پیمان عارف که این هفته پس از ۴۲ روز بازداشت مجدد با رای شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب دال بر برائت وی از زندان اوین آزاد شد، گفت:

در پی اجرای غیر قانونی حکم شلاق در ۱۷ مهر و آنگاه طرح این ادعای واهی توسط سایتهای نزدیک به نهادهای امنیتی چون بولتن نیوز و رجانیوز مبنی بر اینکه عارف نه به دلیل اهانت به رییس جمهور بلکه به دلیل یافت شدن ۱۱گرم حشیش در منزلش شلاق خورده است در زمانیکه پیمان مجددا بازداشت گردیده و امکان پاسخگویی به ایشان را نداشت، این فعال دانشجویی از درون زندان به استناد جعل دادنامه صادره و انتشار و استفاده از سند مجعول و نیز نشر اکاذیب توسط این خبرگزاری‌ها، وفق مواد ۵۲۳، بند ۳ ماده ۵۲۵ و نیز۶۹۸ قانون مجازات اسلامی از ایشان شکایت نموده و شکایتش را به خدابخشی دادیار اجرای احکام و ناظر بر زندان دادسرای اوین تسلیم نموده است و وی نیز جهت اخذ دستور قضایی این شکایت را به دفتر جعفری دولت آبادی دادستان تهران ارسال نموده، لیکن تا متاسفانه دولت آبادی عملی دال بر استماع شکایت و صدور دستور قضایی انجام نداده است.



پیمان عارف پس از آزادی در اینباره گفته است که در اولین فرصت شکایت خود از بولتن نیوز و رجانیوز دائر بر جعل دادنامه و انتشار و استفاده از سند مجعول و نیز نشر اکاذیب به قصد اضرار به غیر را پیگیری نموده، جبران خسارت معنوی و هتک حیثیت خویش از طریق اکاذیب منتشر شده توسط این سایتهای نزدیک به نهادهای امنیتی و مجازات قانونی جرم رخداده توسط ایشان را طلب خواهد نمود.

گفتنی است در پی انعکاس رسانه‌ای شلاق خوردن این عضو شورای دفاع از حق تحصیل در ۱۷ مهر و ابراز برائت محمود احمدی‌نژاد از این عمل، دادسرای اوین به قصد ساکت نمودن وی اقدام به توقیف غیرقانونی او به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه در مورد اجرای حکم شلاق نموده به مدت ۴۲ روز این روزنامه نگار و فعال دانشجویی را در بندهای ۳۵۰ و ۲۰۹ اوین نگاه داشت که در ‌‌نهایت یکشنبه پیش در پی برگزاری دادگاه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران قاضی پیرعباسی رای به برائت و دستور آزادی بلاقید وی نمود.

ضرب وشتم وحشیانه زندانی سیاسی مصطفی اسکندری

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" ضرب وشتم وحشیانه زندانی سیاسی مصطفی اسکندری در سالن ملاقات زندانگوهردشت کرج.

روز پنجشنبه 25 آذر ماه زندانی سیاسی مصطفی اسکندری هنگامی که قصد داشت نسخۀ داروئی که پزشک بهداری برای وی تجویز کرده بود و رئیس بهداری زندان آن را برای تهیۀ دارو از بیرون از زندان مورد تایید قرار داده بو به مادر پیرش برای تهیۀ داروی تجویز شده، بدهد، مورد یورش و ضرب و شتم پاسداران سالن قرار گرفت.

یکی از پاسداران سالن ملاقات تحت عنوان اینکه این نسخه باید مورد تایید مسئول وزارت اطلاعات در سالن ملاقات قرار گیرد مانع دادن نسخه به مادرش و ملاقات با وی شد.در حالیکه طبق روال معمول نسخۀ پزشکی می بایست فقط مورد تایید رئیس بهداری زندان قرار گیرد.

زندانی سیاسی مصطفی اسکندری نسبت به ممانعت از دادن نسخه و ملاقات کابینی با مادر پیرش اعتراض نمود.پاسدار مذبور اقدام به توهینهای رکیک خانوادگی،هل دادن و فریاد زدن به این زندانی نمود.همزمان تالیوردی رئیس بند 4 زندان گوهردشت کرج بسوی زندانی سیاسی مصطفی اسکندری حمله ور گردید و او را آماج مشتهای خود قرار داد و وی را تهدید به انتقال به سلول انفرادی شکنجه گاه زندان گوهردشت کرج نمود.

اخیرا برای تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی تحت عنوان اینکه بهداری زندان بعضی از داروهای زندانیان سیاسی را نمی تواند تامین کند و خود آنها از طریق خانواده هایشان باید تامین کنند وادار می کند که زندانیان سیاسی خود اقدام به تهیۀ داروها ی خود نمایند.این در حالی است که زندان مسئول دارو و درمان زندانیان سیاسی است.

مادر پیر زندانی سیاسی مصطفی اسکندری علیرغم طی مسافت طولانی برای دیدن فرزندش از پشت شیشه ها کدر و میله های فلزی کابین مراجعه کرده بود و ساعتها در انتظار بسر می برد از دیدار با فرزندش محروم گردید و او بدون ملاقات به منزل بازگشت.

تالیوردی رئیس بند 4 زندان گوهردشت کرج که در آن زندانیان سیاسی اسیر هستند یکی از سرکوبگران و شکنجه گران این بند می باشد و اعمال سرکوبگران از طریق این فرد علیه زندانیان سیاسی اعمال می شود.

از طرفی دیگر روز گذشته زندانی فرهنگ پور منصوری که مدتها است از ناراحتیهای حاد جسمی رنج می برد با فریب به وی گفته شد که برای درمان قصد دارند او را به بیمارستان لقمان الدوله انتقال دهند اما او را بجای بیمارستان لقمان الدوله به بیمارستان روانی امین آباد ورامین منتقل کردند . این بیمارستان محل نگهداری بیماران روانی خطرناک می باشد. ولی با مقاومت شدید او مواجه شدند و پس از چند ساعت ناچار شدند که او را مجددا به بند 4 زندان گوهردشت کرج بازگردانند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یورش وحشیانۀ ،ضرب وشتم و ممانعت از ملاقات کابینی مادر سالخورده با فرزندش را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای به شورای امنیت سازمان ملل برای گرفتن تصمیمات لازم اجرا می باشد.

فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران

25 آذر 1390 برابر با 16 دسامبر 2011



گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

بمب آماده انفجار: هاشمي با چمداني از اسرار محرمانه براي افشا!/ اسناد عمليات تروريستي+ حاشيه هاي بيت رهبري

فرزند هاشمی که دومین پسر او و مسئول سازمان اطلاعات بیت شخصی هاشمی نامیده می شود، ید طولايی در اسرار پدر دارد و تاریک خانه اسرار نظام را در چمدان آهنین حمل می نماید.

وي بیشتر از ۴۵ سال اسناد و رازهای پدر را در سینه و چمدان خود در خارج از کشور انباشه و با کوله باری از اسرار نظام جمهوری اسلامی و اسناد دست نویس خمینی و حتی اسناد دریافتی از خود خامنه ای در خصوص حقایق قتلها و اعمال ترویستی و بالاترین اسرار زیر زمینی رژیم را به دستور پدر برای محافظت از کودتا علیه بیت خمینی و بیت هاشمی روانه خارج ساخته تا اگر آن شود که در فکرش بودند تمام این اسناد برای جهانیان فاش گردد.

اطلاعاتی کاملا موثق و انکار نشدنی در دست است که مهدی هاشمی برای یک ماموریت به خارج از کشور فرستاده شده ، اطلاعات موجود نشانگر این است که باند کودتا سعی در برگرداندن او به هر نحوی به ایران دارد تا نتواند ماموریت پدر را به سر منزل مقصود برساند، او که دارای ماموریتی از سوی پدر می باشد در صورت هر گونه تعرض به بیت پدر و اطرافیان منجمله خاتمی و موسوی و کروبی کلیه اسناد را افشاء خواهد نمود و یکی از همین اسناد برای نشان دادن عدم شوخی در این امر معرفی سایت اتمی قم بود که بوسیله دادن گزارش سفر مدیر آن سایت اتمی به عربستان بسیار ماهرانه لو داده شد، ولی در اصل پیام هاشمی رفسنجانی به بیت خامنه ای داده شد که اگر دیگی که برای من و اطرافیانم نجوشد سر سگ درونش خواهیم جوشاند و بیت خامنه ای و سپاه قدس و وزارت اطلاعات کماکان در صدد بریدن سر آنان با پنبه هستند چون خوب میدانند که در بازی سیاست از هاشمی رفسنجانی و باندش رو دست خورده اند و در همین حال تیمهای تروریستی عظیم بیت رهبری خامنه ای را برای ترور مهدی هاشمی فرزند و راز دار و پیام دار هاشمی رفسنجانی به خارج از کشور گسیل داشته اند و حتی دست به دامان حزب الله لبنان و قاچاقچیان مواد مخدر آمریکای لاتین و شخص هوگوچاوز و سازمان اطلاعات روسیه و شخص پوتین هم شده اند که در این ماجرا و ترور دخیل خواهند بود تا به هر شکل ممکن این صندوقچه اسرار را به نابودی بکشانند.

اجرای حکم اعدام یک زندانی علی‌رغم شرایط وخیم جسمی

خبرگزاری هرانا - حکم اعدام یک زندانی‌ در سحرگاه روز شنبه بیستم آذرماه سال جاری، در میدان دانش شهرکرد در حالی به اجرا در آمده است، که وی احتیاج مبرم به مداوای پزشکی داشت.

بر اساس گزارش رسانه‌های دولتی، یک زندانی با هویت "کیانوش.ش" که دقایقی قبل از اعدام اقدام به خودزنی کرده بوده، علی‌رغم خونریزی شدید از راه حل آویز در ملاءعام اعدام شد.

گفته می‌شود وی به وسیله‌ی لبه‌ی تیز دستبدش، اقدام به پاره کردن رگ دستش نموده بود.

لازم به ذکر است که دستگاه امنیتی در پاره‌ای از مواقع برای جلوگیری از رویدادهای مشابه، به افراد متهم به مجازات مرگ قبل از اجرای حکم داروهای آرام بخش می‌دهد.

در همین زمینه عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد نیز با اشاره به آیین نامه نحوه اجرای احکام اعدام مصوب ۲۷ شهریور سال ۸۲، در این باره گفت: "بر اساس آیین نامه موجود چنانچه محکوم به اعدام بیمار باشد و این بیماری به حدی باشد که طبق نظر پزشکی قانونی مانع انجام تشریفات اجرای حکم باشد پس از تایید توسط قاضی صادر کننده حکم یا دادستان، اجرای حکم تا رفع مانع به تاخیر خواهد افتاد."

این جرم‌شناس خاطرنشان کرد: "قبل از اجرای حکم پزشکی قانونی به اتفاق مجری حکم به زندان رفته و مجرم را معاینه و اعلام نظر می‌کندکه از نظر جسمی مانعی برای اجرای حکم وجود نداشته باشد، بنابراین وضعیت روحی محکوم و حتی ابتلا او به جنون و یا بیماری جسمی که مانع اجرای حکم نباشد، تاثیری در اجرای حکم ندارد."

به گفته وی، به هنگام اجرای حکم نباید به محکوم اهانت و یا بی‌احترامی کرد و قبل از اجرای حکم چنانچه محکوم خوردنی یا آشامیدنی تقاضا کند مامورین مکلف به تهیه آن هستند مگر اینکه تقاضای وی فقط برای تاخیر اجرای حکم باشد.

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد شهرکرد افزود: "چنانچه وضعیت جسمی محکوم به نحوی باشد که امکان اجرای حکم وجود نداشته باشد و پزشکی قانونی نیز آن‌را تایید کند اجرای حکم متوقف می‌شود که در این صورت فرقی بین خود زنی محکوم و دیگر زنی وجود ندارد و به موجب ۵۷۹ قانون مجازات اسلامی چنانچه مامور دولت محکومی را سخت‌تر از مجازاتی که مورد حکم است مجازات کند به ۶ ماه تا ۳ سال محکوم خواهد شد و چنانچه این عمل به دستور فرد دیگری انجام شود فقط آمر به مجازات مذکور محکوم می‌شود."

رضا شهابي همچنان در اعتصاب غذا بسر ميبرد

 بنا بر خبر منتشر شده از سوي سنديكاي كارگران شركت واحد رضا شهابي عضو هيات مديره اين سنديكا با پيگيري خانواده اش جهت معالجه بيماري آرتروز خود روز سه شنبه ٢٢ آذربه بيمارستاني در تهران منتقل گرديد و در آنجا  توسط پزشكان متخصص معاينه و ادامه رسيدگي كامل به بيماري وي  روز هاي بعد موكول گرديد. رضا در اعتراض به ادامه بازداشت خود در زندان از اول آذر ماه در اعتصاب غذا به سر ميبرد و وضعيت جسمي او وخيم است. در اين رابطه سنديكاي شركت واحد ضمن اعلام حمايت از رضا شهابي همكار خود، از او خواستار پايان دادن به اعتصاب غذايش شده است. در اين بخش از اطلاعيه شركت واحد آمده است:
"اعضاي سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه ضمن حمايت از عضو بازداشتي خود  از رضا مي خواهد براي حفظ سلامتي خود اعتصاب غذاي خود را بشكند تا پزشكان بتوانند رسيدگي هاي تكميلي را با آرامش خيال به نتيجه برسانند ".

همچنين بهنام ابراهيم زاده يكي ديگر از كارگران زنداني كه به ٥ سال زندان محكوم شده و همچون رضا شهابي از ٢٢ خرداد ٨٩ تا كنون در زندان است، طي پيامي در همبستگي با رضا  ضمن درخواست از او به پايان دادن به اعتصاب غذ، خواهان رسيدگي به وضعيت وخيم جسمي رضا شده و اعلام ميكند كه در صورتيكه به وضع رضا رسيدگي نشود، او نيز به اعتصاب غذايش كه از ٢٣ آذر آغاز كرده است ادامه خواهد داد. متن پيام بهنام ابراهيم زاده ضميمه است.

کمپین برای آزادی کارگران زندانی همچون همكاران، همچون بهنام ابراهيم زاده و  ديگر دوستداران رضا شهابی از او میخواهد که به اعتصاب غذاي خود خاتمه دهد. ما از همه كارگران و همگان ميخواهيم كه رضا شهابي و كارگران زنداني را مورد وسيعترين حمايت خود قرار دهند. اعتراض خود را  به فشارهاي جمهوري اسلامي بر زندانيان سياسي اعلام دارند و خواهان آزادي فوري و بدون قيد و شرط همه كارگران زنداني، رضا شهابي، بهنام ابراهيم زاده، ابراهيم مددي، علي نجاتي، رسول بداغي و همه زندانيان سياسي از زندان شوند.


كمپين براي آزادي كارگران زنداني
٢٤ آذر ١٣٩٠، ١٥ دسامبر ٢٠١١

Shahla_daneshfar@yahoo.com
Bahram.Soroush@gmail.com
http://free-them-now.blogspot.com

مخالفت با آزادی مشروط موسی ساکت از اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت

با درخواست آزادی موسی ساکت، مسئول شعبه آذربایجان شرقی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) مخالفت شد.

با سپری شدن بیش از نیمی از دوران محکومیت موسی ساکت در زندان تبریز و درخواست خانواده وی از مسئولان قضایی برای موافقت با آزادی مشروط وی، علیرغم موافقت شورای مرکزی زندان تبریز؛ خویبارپور، قاضی شعبه ۴ تجدید نظر تبریز، با این درخواست مخالفت کرده است.

به گزارش «خانه حقوق بشر ایران» وی همچنین عنوان نموده است برای موافقت با آزادی مشروط موسی ساکـت، وی باید بصورت کتبی به اشتباهات خود اعتراف نماید.

موسی ساکت در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ در دو نوبت در ۲۵ خرداد ۸۸ و ۱۳ آبان ۸۸ بازداشت و به اتهام عضویت در “نهضت آزادی” و فعالیت تبلیغی علیه نظام به هفت ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.

ربابه رضایی: جرم رضا شهابی کارگر بودن است

رضا شهابی فعال کارگری که در بیست و دومین روز اعتصاب غذا به سر می‌برد، روز گذشته به خاطر وخامت حال جسمی‌اش به بیمارستان امام حمینی تهران منتقل شده است.

مجتبی سمیع‌نژاد: رضا شهابی از اعضای سندیکای کارکنان شرکت واحد که حدود ۱۹ ماه است که در زندان اوین در بازداشت به سر می‌برد، از چهارم آذرماه در اعتراض به «بلاتکلیفی» و ادامه بازداشتش دست به اعتصاب غذا زده است.

ربابه رضایی همسر این فعال کارگری در گفت‌وگو با «خانه حقوق بشر ایران» با ابراز نگرانی از وضعیت همسرش گفت: «روز گذشته به خاطر وخامت وضعیت جسمی او را از زندان به بدترین بیمارستان ممکن منتقل کرده‌اند. در بیمارستان امام خمینی تهران به هیچ عنوان به وضعیت او رسیدگی نمی‌کنند.

انگار که می‌خواستند از سر خودشان باز کنند، او را آورده‌اند این بیمارستان به امید خدا ول کرده‌اند، هیچ رسیدگی نمی کنند.»

ربابه رضایی در مورد آخرین وضعیت وی گفت: «با او ملاقات کردیم، وضعیت جسمی‌اش همانطوری است که در زندان بود و اعتصاب غذای ۲۲ روزه‌اش وضعیت‌اش را بسیار نگران کننده کرده است. ما به بسیار نگرانی سلامتیش هستیم.»

خانم رضایی به وضعیت جسمی همسرش اشاره کرده و گفت: «رضا از ناراحتی کبد و کلیه رنج می‌برد و چهار مهره گردن او از بین رفته است و باید تحت عمل قرار گیرد. به علاوه‌ی این‌ها بازداشت طولانی مدت او را از نظر روحی و روانی تحلیل برده است.»

بنابر گفتهٔ پزشکان غضروف بین تعدادی از مهره‌های ستون فقرات‌ رضا شهابی از بین رفته و به دلیل فشار مهره‌ها روی اعصاب نخاعی، احتمال از کار افتادن دست و پای چپ او وجود دارد. این مسأله سبب شد که وی در اواخر آبان ماه ۱۳۸۹ جهت انجام معاینات پزشکی به بیمارستانی خارج از زندان منتقل شود..

همسر این فعال کارگری ‌که نزدیک به ۱۹ ماه است در بازداشت به سر می‌برد و با اشاره این‌که خرداد ماه دادگاه وی برگزار شده و هنوز حکمی صادر نشده است، گفت: «در این چند روز که در اعتصاب غذا است، به هر کجا و هر مسئولی که فکرش را بکنید مراجعه کرده‌ایم، همه گفته‌اند که به وضعیتش رسیدگی می‌کنیم، اما همه در حد حرف بود و هیچ‌کس رسیدگی نکرده است. تنها کاری که کردند، همین بود که دیروز او را به بیمارستان منتقل کردند.»

ربابه رضایی ادامه داد: «مسئولین تنها می‌گویند که بگویید اعتصابش را بشکند. آخر باید توجهی کنند و تکلیفش را مشخص کنند که اعتصابش را بشکند. آزادش کنید بعد از این همه مدت. فقط او را به بیمارستان منتقل کرده‌اند و انگار که نه انگار. فکر کنم زندان بود وضعیت بهتری داشت.»

رضا شهابی فعال کارگری و عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد است. این فعال کارگری سال ۱۳۸۴ به دلیل فعالیت‌ در سندیکای کارگران شرکت واحد از کار تعلیق شد.

شهابی در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ در محل کارش توسط مأموران امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. برای این فعال کارگری در مهر ماه سال گذشته قرار وثیقه صادر شد، اما مسئولین قضایی از قبول وثیقه خودداری کرده بودند. بازجویان شهابی به خانواده وی گفته بودند دلیل آزاد نشدن او به خاطر «همکاری» نکردنش بوده است و «تا زمانی که به این وضعیت ادامه دهد، آزاد نخواهد شد.»

خانم رضایی گفت که اتهام وی «ارتباط با بیگانه» عنوان شده و به بازداشت طولانی مدت همسرش اشاره کرد و گفت: «کاری انجام نداده که بخواهند حکمی برای آن صادر کنند و بتوانند آن را ثابت کنند.

بی‌جهت او را در زندان نگه داشته‌اند تا ببینند می‌توانند اتهامی در بیاورند و آن را به او بزنند یا نه. وگرنه یک راننده شرکت واحد چه کاری می‌تواند انجام بدهد که جرم باشد؟ یک رانندگی که صحب تا شب با راننده‌های دیگر و مسافران سر و کار داشته است چه کاری می‌خواهد بکند که مصداق جرم باشد؟»

طی روزهای گذشته تعدادی از فعالان سیاسی و مدنی از با انتشار نامه‌ای از رضا شهابی خواسته بودند که به اعتصاب خود پایان دهد. همسر شهابی با بیان این‌که آقای شهابی از این درخواست‌ها مطلع شده است گفت: «در جریان این پیام‌ها قرار گرفته است، اما اعتصابش را نشکسته است.

او می‌خواهد تا زمانی که آزاد نشده به اعتصاب غذایش ادامه بدهد. وقتی قرار باشد که اعتصابش رابشکند، اما به وضعیتش رسیدگی نشود هیچ فایده‌ای ندارد.»

ربابه رضایی از مسئولان می‌خواهد که «اول از همه او را به یک بیمارستانی منتقل کنند که به وضعیتش رسیدگی شود».

او گفت: «همسر من گوشت قربانی نیست که او را به چنین بیمارستانی فرستادند که فقط او را از این بخش به آن بخش پاس بدهند، دست کم او را به بیمارستان خوب منتقل کنند که هم به وضعیتش رسیدگی شود و هم مورد عمل جراحی قرار گیرد. من از مسئولان قضایی می‌خواهم که همسرم را آزاد کنند، چرا که هیچ جرمی مرتکب نشده است، تنها جرم او کارگر بودنش است. مسئولان باید او را از زندان آزاد کنند، فکر نکنند که او را به بیمارستان منتقل کرده‌اند همه چیز تمام شده است، به وضعیت جسمی او رسیدگی کنند و او را از زندان آزاد کنند.»

اعدام یک زندانی در زندان آران و بیدگل

یک زندانی در آران و بیدگل به جرم حمل و نگهداری کراک و حشیش با حکم قضایی به دار مجازات آویخته شد.

پورتال شهرستان آران و بیدگل به نقل از فرمانده انتظامی شهرستان گزارش داده سات که «این قاچاقچی که «مرتضی-خ» نام دارد در سال ۱۳۸۷ به جرم حمل و نگهداری ۶۳۹ گرم کراک و ۱۲ گرم حشیش توسط پلیس مبارزه با مواد مخدر این فرماندهی دستگیر شده بود.

سرهنگ علی بابایی افزود: سرانجام این قاچاقچی براساس حکم دایره اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی انقلاب شهرستان در محوطه زندان به دار مجازات آویخته شد

بر پایه گزارش‌های ثبت شده در کمیته ضد اعدام و مجازات مرگ در خانه حقوق بشر ایران، رسانه‌های دولتی و رسمی جمهوری اسلامی از ابتدای سال جاری تاکنون از ۲۱۴ مورد اجرای حکم اعدام تاکنون گزارش داده‌اند.

از این تعداد ۱۲۵ نفر با اتهامات مربوط به جرائم مواد مخدر اعدام شده‌اند.

با احتساب گزارش‌های غیر رسمی از ابتدای سال جاری تاکنون ۳۱۹ نفر در ایران اعدام شده‌اند.

برای اطلاعات بیش‌تر به تارنمای کمیته ضد اعدام و مجازات مرگ در خانه حقوق بشر ایران مراجعه کنید.

مادرحسین رونقی پس از اعتصاب غذای پسرش: سپاه به پسرم مرخصي نميدهد

زلیخا موسوی، مادر حسین رونقی ملکی که از روز جمعه ۱۸ آذرماه ۹۰ در اعتراض به وضعیتش دست به اعتصاب غذا زده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« دو روز پیش (دوشنبه ۲۱آذر۹۰) به تهران رفتیم تا او را ملاقات کنیم. اما او نیامد. همه زندانی ها آمدند ولی از او خبری نشد.

به پدرش گفتم حتما اتفاقی افتاده است وگرنه حسین همیشه زودتر از بقیه می آمد. بعد ماموری آمد و گفت که حسین از سه روز پیش اعتصاب کرده و به ملاقات نمی آید.

ما همین طور آنجا نشستیم، حالم خوش نبود. بعد انگار هم بندی هایش به او خبر داده بودند که مادر و پدرت منتظرند. او آمد ولی حالش خوب نبود از ۱۵ روز پیش که او را دیده بودم لاغرتر شده است.»

مادر حسین رونقی ملکی که به شدت از وضعیت سلامت پسرش به دلیل اعتصاب غذا و نبود مرخصی ناراحت بود به کمپین گفت:« به حسین گفتم این چه کاریست که کردی. تو حالت خوب نیست، کلیه ات مشکل دارد. ‌گفت ناراحت نشو اما اینها باور نمی کنند که من مریضم. به خدا من هم مادرم،از وقتی حسین را آنطور دیدم حال خوشی ندارم. نمی دانم چرا به او اجازه نمی دهند که بیرون بیاید. بگذارند درمان شود بعد دوباره او را به زندان برگردانند.»

زلیخا موسوی گفت:« فکر کنم سپاه اجازه نمی دهد که دادستانی به پسرم مرخصی بدهند. پدرش فعلا در تهران مانده است و یک نامه دیگر هم برای دادستان نوشته است.»

حسین رونقی ملکی، زندانی ۲۶ ساله که در جریان انتخابات سال ۸۸ بازداشت شد مدت هاست از مشکلات کلیه و کبد رنج می برد اما علیرغم تاییدیه پزشک قانونی و پزشکان زندان که باید هر چه سریعتر برای درمان به خارج از زندان منتقل شود هنوز دادستان تهران با این امر موافقت نکرده است.

این زندانی که بارها برای رسیدگی به وضعیتش به دادستان تهران نامه نوشته است این بار نیز با شروع اعتصابش نامه ای دیگر خطاب به دادستان تهران نوشته است. او در بخشی از نامه اش آورده است: آقای جعفری دولت آبادی!در آستانه ی دومین سال روز بازداشت ام (۲۲ آذر ۱۳۸۸) و در اعتراض به موافقت نکردن با مرخصی استعلاجی برای درمان کلیه ام دست به اعتصاب غذا زده ام.

در نامه های متعدد موضوعات مختلفی مانند مشکل کلیوی خود، نحوه ی صدور حکم و بازجویی ها، عدم ارائه ی رونوشت حکم دادگاه بدوی، وضعیت زندان و زندانیان بیمار، بلاتکلیفی زندانیان و فشارهای وارده بر آن ها و خانواده های شان، بازداشت ها، انفرادی ها، عدم اجرا و پایبندی به قوانین جاری کشور، را برای جناب عالی تشریح کردم و امروز به خاطر نتیجه نگرفتن از این نامه ها اعتراض خود را به روند جاری به گونه ای دیگر ادامه می دهم.

سعید متین پور؛ دو سال و پنج ماه زندان بدون حق مرخصی

جمعی از زندانیان سیاسی بر اساس فهرستی که بازجوهای وزارت اطلاعات به دادستان تهران داده اند، از سال گذشته تاکنون از حق مرخصی و ملاقات حضوری محروم هستند.

عطیه طاهری همسر سعید متین پور با اشاره به محرومیت همسرش از حقوق اولیه خود به "جرس" می گوید: " الان به مدت دو سال و پنج ماه است که همسرم در زندان بسر می برد بدون اینکه از حق مرخصی برخوردار باشد. تا الان نه تنها با مرخصی او موافقت نکرده اند بلکه ملاقات حضوری هم به مدت شش ماه است که "قطع" شده است. من بارها به دفتر دادستانی برای این مسائل مراجعه کرده ام اما جواب نگرفتم.

خود دادستان را که متاسفانه نمی توانیم ملاقات کنیم و فقط یک فرم هایی به ما می دهند و ما پر می کنیم اما بی هیچ نتیجه ای و اصلا نمی دانیم دادستان این نامه ها را می خواند یا نه و دلیل اینکه با این نامه ها موافقت نمی کنند چه هست؟"


او با اشاره به اینکه همسرش در بند 350 زندان اوین محبوس است، ادامه می دهد: "من هر هفته برای ملاقات کابینی از زنجان به تهران می آیم و این رفت و آمدها خیلی سخت است، البته در مقابل سختی هایی که عزیزانمان در بند تحمل می کند، هیچ است.

در هر حال ما برای دیدن و با خبر شدن از حالش چاره ای جز این رفت و آمدها نداریم. بیشترین مشکل ما ناراحتی های ذهنی و روانی ما است که نگران وضعیت عزیزان در بندمان هستیم و من خودم مدام نگران همسرم هستم که در چه شرایطی بسر می برد، آیا لباس گرم دارد؟

مشکلات جسمانی ندارد؟ و هزار مشغولیت ذهنی دیگر از جمله عدم تغذیه مناسب و عدم امکانات بهداشتی زندان مسائلی است که ما را نگران وضعیت آنها می کند... از سوی دیگر سعید کمر درد شدیدی دارد که به پزشک مراجعه کرده و یک عکس خاصی از کمرش گرفته اند و تشخیص داده اند که یکی از مهره های کمرش جابجا شده و ملتهب است و دارو دادند. بعد به ما گفتند با یک پزشک در بیرون از زندان هماهنگ کنید، اما چون می خواستند به سعید پابند بزنند و او را به دکتر ببرند سعید حاضر نشد با پابند به مطب پزشک برود. شکر خدا با تمام این شرایط روحیه "خیلی" عالی دارد."

چندی پیش بیات زنجانی، طی تماس تلفنی با خانواده سعید متین پور و دلجویی از آنان خواسته بود تا با توکل به خداوند، در برابر سختی ها و ناملایمات صبر پیشه کنند.

همسر متین پور در این زمینه می گوید: "این ارتباطات و پیامها باعث دلگرمی ما می شود و نشان می دهد سعید و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی که در زندان هستند فراموش نشده اند و این پیام امید و زندگی برای ما است. آیت الله بیات زنجانی از ما دلجویی کردند و گفتند به سعید بگویید روحیه اش را حفظ کند و این روزها به پایان می رسد و در بیرون به یاد آنها هستند و بدانند که تنها نیستند."

سعید متین پور چهارم خرداد سال 86 در زنجان بازداشت و به مدت نه ماه در سلولهای وزارت اطلاعات زنجان و اوین تحت بازجویی و فشارهای سخت قرار داشت و در طی این مدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود. نهایتا شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی طی حکمی در خرداد 87 وی را به اتهام ارتباط با بیگانگان به هفت سال و به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به یکسال و مجموعا به هشت سال حبس تعزیری محکوم کرد. این در حالی است که وی این اتهام را قبول نکرد و در دادگاه به او اجازه دفاع از این اتهام داده نشد.

همسر این روزنامه نگار دربند با رد اتهام همسرش اضافه می کند: "اتهام سعید ارتباط با دولت ترکیه بود، اتهامی که سعید رد کرد. او نه ماه تمام در سلولهای اطلاعات زنجان و اوین مورد بازجویی های بسیار بسیار سخت همراه با ضرب و شتم قرار داشت تا جاییکه خودش نمی توانست آنچه بر سرش آمده را بیان کند و حتی از یادآوری آن روزها ناراحت می شود.

این در حالی است که در دادگاه برای دفاع از خود به دقیقه دوم نرسیده بود قاضی صلواتی گفته بود شلوغش نکن و نگذاشته بود در مقابل این اتهام واهی از خود دفاع کند و هشت سال حکم زندان برای او صادر کرد. بارها هم گفته ام پرونده ای که برای اینها باز کرده بودند همسرم بهمراه ده نفر دیگر متهم شده بود که متهم ردیف اول این پرونده تبرئه و بقیه هم یا تبرئه یا حکم تعلیق گرفتند اما فقط سعید حکم هشت سال زندان گرفت که این نشان دهنده این است که سیستم قضایی ما در چه وضعیتی قرار دارد؟!"

خانم طاهری در پایان می گوید: "سال 86 که سعید بازداشت شد هفت ماه تمام در انفرادی و دو ماه هم در شرایط سخت در سلول دو نفره بود. در این نه ماه هر بلایی که نباید بر سر ما می آمد متاسفانه آمد.

من الان هیچ تقاضایی از مسئولین ندارم وقتی چندین ماه است که ما نامه می نویسیم و حق اولیه عزیزان خودمان را می خواهیم اما بی نتیجه است دیگر چه انتظاری می شود از مسئولین داشت؟ وقتی اینها به چیزهایی که خودشان تبلیغ می کنند پایبند نیستند دیگر چه انتظاری می توان داشت؟ از صدا و سیما در پیشگاه ملت مدعی هستند که بدنبال عدالت و اجرای قانون هستند! اما زمانیکه ما برای عدالت و قانون با درهای بسته مواجه می شویم چه انتظاری می توانیم از مسئولین داشته باشیم؟ فکر نمی کنم که دیگر امیدی به اینها باشد و صدای ما را بشنوند.

گفتنی است، متین پور فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه تهران و عضو هیات تحریریه هفته نامه های «یارپاق»، «موج بیداری» و وبلاگ نویس و فعال مدنی آذری زبان است.